مقاله در مورد میلاد رسول اکرم | سخنرانی شهید بهشتی درباره حضرت محمد | بلاگ

مقاله در مورد میلاد رسول اکرم | سخنرانی شهید بهشتی درباره حضرت محمد

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

مقاله در مورد میلاد رسول اکرم سخنرانی شهید بهشتی درباره حضرت محمد

مقاله در مورد میلاد رسول اکرم متن زیر یکی از سخنرانی های شهید بهشتی در جمع مسلمانان و ایرانیان مقیم آلمان به مناسبت ولادت حضرت محمد ص می باشد ایشان بر وحدت بین مسلمانان فارغ از سنی یا شیعه بودن آنان تاکید کردند و این جشن را به مثابه پیوندی میان مسلمانان جهان معرفی کردند

جشن میلاد پیغمبر بزرگ اسلام حضرت محمد بن عبدالله سلام الله و صلواته علیه است و این میلاد فرخنده و عید بزرگ و سعید را تبریک می گویم. مولود امروز برای ما آنقدر جای صحبت و سخن و گفت وگو دارد که ناچارم عرایض امروزم را فقط به بخشی از زندگی او اختصاص دهم و آن بیشتر مربوط به تولد و دوران کودکی است.

چهل سال دوران زندگی پیغمبر(ص) مربوط به قبل از بعثت است. در این چهل سال دوره های مختلفی در زندگی پیغمبر(ص) هست و هر یک از این دوره ها، تاریخ مفصل و مبسوطی دارد. مورخین اسلامی تقریباً اتفاق نظر دارند که تولد پیغمبر(ص) در سال حادثه فیل یعنی عام الفیل بود. برخی از مورخین هستند که سال تولد پیغمبر(ص) را بعد از عام الفیل می دانند وگرنه اکثراً و باید گفت تقریباً اتفاق آرا بر این است که سال تولد همان سال حادثه فیل و عام الفیل بوده است. در ماه و روز تولد پیغمبر(ص) آرای تاریخ نویسان اسلام خیلی متشتت است. باز باید گفت که رأی اکثر مورخین بر این است که ماه تولد پیغمبر اسلام(ص) ماه ربیع الاول است و باز باید عرض کنم که رأی کسانی که ماه تولد را غیر از ماه ربیع الاول می دانند، بسیار نادر و ضعیف شمرده شده است. پس آنچه با توجه به اکثریت آرای تاریخ نویسان اسلام می توان گفت، این است که پیغمبر اسلام(ص) در ماه ربیع الاول از سال واقعه فیل چشم به این جهان گشود. اما چه روزی از ماه ربیع الاول؟ بعضی از مورخین روز دوازدهم ماه ربیع الاول را روز تولد پیامبر(ص) می دانند.

بیشتر تاریخ نویسان از برادران سنی ما و چند نفر از محدثان بزرگ شیعه از جمله کلینی در کتاب کافی و شیخ صدوق در کتاب اکمال الدین تاریخ تولد پیغمبر(ص) را روز دوازدهم ماه ربیع الاول نوشته اند. ولی غیر از این آرای دیگری هم هست. در میان همین مورخان عده ای تاریخ تولد را روز دوم ماه ربیع الاول، بعضی دیگر روز سوم، بعضی روز هشتم، بعضی روز دهم و اکثر روز دوازدهم دانسته اند. در میان مورخین و محدثین شیعه عده ای روز تولد پیغمبر(ص) را روز هفدهم ماه ربیع الاول نوشته اند.

ابن شهر آشوب که از محدثین و مورخین و مفسرین بزرگ اسلامی در قرن ششم هجری است در کتاب مناقب روز تولد پیغمبر(ص) را روز هفدهم ماه ربیع الاول نوشته است. علاوه بر آن عده ای از قدمای شیعه که علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار آرای آنها را جمع آوری کرده از جمله شاذان بن جبرئیل قمی که از قدمای محدثین شیعه است، روز میلاد پیغمبر(ص) را هفدهم ماه ربیع نوشته اند. شاذان در کتابی به نام فضائل بحث مفصلی در تاریخ ولادت پیغمبر اسلام(ص) از مورخ معروف اسلامی، واقدی نقل کرده و می گوید قال الواقدی و بحث مفصلی را درباره میلاد پیغمبر(ص) نقل کرده است. در این بحث شاذان نقل می کند که واقدی نیز روز تولد پیغمبر(ص) را روز هفدهم ربیع الاول ذکر کرده است.

بنابراین روز میلاد پیغمبر(ص) از دوم تا هفدهم ربیع الاول بین روزهای دوم، سوم، هشتم، دهم، دوازدهم و هفدهم است. بنای برادران سنی ما بر این است که معمولاً روز دوازدهم را به عنوان روز میلاد پیغمبر اسلام(ص) جشن می گیرند. بنای شیعه بخصوص در مملکت ایران این است که روز هفدهم ربیع را به عنوان روز تولد پیغمبر اسلام(ص) جشن می گیرند. در اینجا مسأله ای پیش می آید که من مایلم درباره این مسأله توضیحی بدهم و آن مسأله این است که اگر به راستی میسر بود که این گونه اختلافات جزئی در میان مسلمانان برطرف شود که همه یک روز را به عنوان میلاد پیغمبر(ص) جشن بگیرند و همه یک روز را به عنوان وفات پیغمبر(ص) سوگواری کنند، بسیار بهتر بود و هیچ جای تردید نیست. ولی کسانی که به مسائل اجتماعی بخصوص مسائل اجتماعی که با دین و احساسات دینی سروکار دارد آشنا هستند، می دانند که تغییر دادن این گونه امور در هر محیطی بسیار مشکل است و نیروی فراوان صرف می کند و باید دید که آیا تغییر یک چنین چیزی به قیمت آن نیرویی که باید صرف کرد می ارزد یا نه و از آن گذشته اصلاً آیا توفیقی در این کار نصیب ما می شود یا نه.

به همین جهت عده ای از بزرگان اسلام چه شیعه، چه سنی و چه از مذاهب گوناگون بر این عقیده اند که بهتر است ما این گونه اختلافات را اصلاً اختلاف تلقی نکنیم. به جای این که بیاییم بکوشیم و بگوییم که همه حتماً باید روز هفدهم جشن بگیرند یا حتماً همه باید روز دوازدهم جشن بگیرند، بگوییم این مهم نیست؛ دسته ای روز دوازدهم جشن گرفتند و دسته ای روز هفدهم جشن گرفتند به دلیل این که در کتب تاریخی ما هر دو روز ذکر شده است. دسته ای هم ممکن است روز هشتم جشن بگیرند، دسته ای هم روز دهم، بعضی هم ممکن است روز دوم جشن بگیرند.

اما مسأله مهم روز جشن نیست. یعنی هر کدام از ما هر روزی را که می خواهیم جشن بگیریم چراکه همه ما پیروان اسلام، دوستان محمد(ص) و پیروان راه محمد(ص) هستیم. این، آن فکری است که از سوی «دارالتقریب بین المذاهب اسلامی» به صورتی رسمی در حدود ۱۴-۱۳ سال پیش در یکی از کشورهای اسلامی شروع شد و در همه بلاد اسلامی از آن حمایت شد؛ از جمله یکی از بزرگان دانشمندان سنی که خدایش رحمت کند، مرحوم علامه شیخ محمود شلتوت، مفتی بزرگ و رئیس دانشگاه الازهر مصر و در همان عصر مرحوم آیت الله بروجردی، مفتی بزرگ و رئیس جامع اسلامی شیعی و دانشگاه بزرگ قم، این هر دو که در عصر و زمان خود زعیم دینی و علمی و فقهی شیعه و سنی بودند این فکر را با کمال خلوص دنبال کردند. روزی که رفقا صحبت می کردند که آیا ما جشن مولود را دوازدهم ربیع الاول بگیریم یا هفدهم، من به آقایان گفتم فرقی نمی کند برای اینکه ما باید از اهمیت دادن به این اختلافات جزئی بکاهیم. واِلّا برفرض ما آمدیم در هامبورگ موافقت کردیم با رأی دوازدهم و روز دوازدهم را جشن گرفتیم. از آقایان می پرسم که آیا به راستی ممکن است امروز در ایران و در تربیت مسلمانان ایرانی با همه نیروهایی که ما داریم، آیا ممکن است ما این فکر را وارد کنیم که به جای روز هفدهم، روز دوازدهم جشن بگیرند؟ من که از ایران می آیم، می گویم که این عملی نیست و بر فرض که عملی باشد نباید نیروهایمان را فعلاً در این راه ها صرف کنیم.

یکی از دوستان چندی پیش از ما سؤال می کرد که ما با برادران سنی مان نماز می خوانیم و فتوای فقهی شیعه در مورد نماز این است که موقع نماز نباید روی فرش، لباس، چیزی که از پشم یا پنبه یا پوست یا از مواد خوراکی درست شده باشد سجده کنیم. این فتواست. مسلمانان شیعه به پیروی از این فتوا هنگام نماز مقیدند روی خاک، چوب، حصیر، یک ماده ای که خوراکی نباشد، پوشاکی نباشد، از سنگ های معدنی و قیمت دار هم نباشد روی آن سجده کنند.

پیروان مذاهب فقهی دیگر، چنین قیدی را ندارند؛ روی پشم، قالی، لباس، روی هر چیز سجده می کنند. چند نفر از برادران شیعی مقیم هامبورگ می گفتند که ما در نماز جماعتی که با برادران سنی مان می خوانیم، گاهی فکر می کنیم که ما هم چیزی برای سجده نگذاریم و روی همان فرش نماز بخوانیم. نظر تو در این باره چیست؟

من به آن آقایان عرض کردم که آیا فکر می کنید با کنار گذاردن خاک یا چوب برای سجده، تمام اختلافات میان تمام فرقه های اسلامی در مسائل فرعی حل می شود؟ هرگز! برای آن ها مثال زدم گفتم که پیروان دو مذهب از مذاهب فقهی سنی در موقع نماز لازم می دانند به ادب دست ها را این طور ببندند و بایستند. پیروان دو فرقه دیگر و همچنین فرقه شیعه می گویند این کار واجب نیست یا اصلاً حرام است و نباید این کار را کرد. حالا آیا می شود در یک نماز جماعت اسلامی هم دست را بسته و هم باز کنیم؟ نمی شود.

از این آقایان پرسیدم که در این صفوف نماز جماعتی که متشکل از برادران مسلمان سنی ما و برادران مسلمان شیعی ما تشکیل می شود، از نظر طرز ایستادن و دست چگونه رفتار می کنید؟ گفتند یک عده ای دست ها را می بندند و یک عده دست ها را می اندازند و به نماز می ایستند. گفتم آیا این تفاوت شما را از مسلمان بودن، نمازگزار بودن و با یکدیگر پیوسته و یکدسته بودن بیرون می برد؟ گفتند نه! گفتم خیلی خوب، عین این مطلب را در مورد سجده عمل کنید. به آن برادران عزیز ما بفهمانید ما اگر روی خاک نماز می گزاریم، اگر روی چوب پیشانی می گذاریم این یک مسأله فرعی فقهی است و هرگز معنی ندارد که اختلاف در یک مسأله فرعی، ما را در اصول از یکدیگر جدا کند. این است که من به همه برادران و خواهران عزیز مسلمان پیشنهاد می کنم ما همه بیاییم این اصل را اتخاذ کنیم؛ یعنی این اصل که همه ما به حکم این که به خدای یکتا معتقدیم، به حکم این که به روز پاداش و کیفر معتقدیم و به حکم اینکه همه ما به یک پیغمبر و یک کتاب آسمانی معتقد هستیم همه ما مسلمانیم و همه ما برادری و خواهری اسلامی داریم.

اما اختلاف در آرای فقهی، اختلاف حتی در مسأله خلافت و ولایت حرام است و نباید پیوند وحدت اسلامی مسلمانان را بر هم زند و صف متحد اسلامی را بشکند. کما این که خود علی(ع) درباره این که مبادا مسأله امامت و خلافت به صورتی مطرح شود که اجتماع و اتحاد مسلمین دچار شکست و تزلزل شود در نهج البلاغه بیانات مفصل دارد. بنابراین بنده می خواهم عرض کنم امروز که ما به عنوان روز میلاد پیغمبر اکرم(ص) جشن گرفتیم این جشن روز هفدهم به هیچ عنوان ما را از برادران عزیزمان که روز دوازدهم همین جا و جاهای دیگر جشن گرفتند، جدا نخواهد کرد.

مطلب دیگری که از من سؤال کردند، این بود که می گفتند مگر روز میلاد پیغمبر(ص) بزرگ ترین عید ما نیست؟ می گفتند که مسیحیان روز میلاد حضرت مسیح را به عنوان بزرگ ترین عید مسیحیت جشن می گیرند و بنابراین ما هم باید روز میلاد پیغمبر اسلام(ص) را به عنوان بزرگ ترین عید اسلامی جشن بگیریم. من به چند نفر از آقایان عرض کردم که این طور نیست. ما روز میلاد پیغمبر(ص) را جشن می گیریم، به پیغمبرمان احترام می گذاریم، محمد(ص) را خیلی دوست داریم، اما فراموش نکنیم که بزرگ ترین عید ما دو عید است؛ عید فطر و عید اضحی [عید قربان] و در اینجا نکته ای هست شایان بسی توجه.

آیا ما مسلِم و مسلمانیم یا «محمدانه» هستیم؟ کدام یک؟! عده ای از نویسندگان مسیحی و شرق شناسان و اسلام شناسان در نوشته های خود ما را به عنوان محمدانه نام می برند؛ پیروان محمد(ص). خوب واضح است که دلیل این مطلب این است که آن ها خودشان را کریستین و منصوب به کریس و مسیح می دانند، یعنی همان طور که خودشان را مسیحی می شناسند ما را هم محمدانه می شناسند و نام می برند. در صورتی که ما در کشورهای اسلامی و در میان خودمان، خود را هیچ وقت به این نام نمی شناسیم.

ما همه خود را به عنوان مسلم و مسلمان می شناسیم؛ پیرو اسلام. در اینجا نکته ای است که در مورد عید هم همان نکته است و من مطلب را در مورد عید عرض می کنم. بزرگ ترین عید ما مسلمانان عید فطر و عید اضحی است و خوشبختانه در مورد عید فطر و عید اضحی همه متفقیم که روز اول ماه شوال عید فطر است و روز دهم ماه ذی الحجه عید اضحی است و در روز و تاریخ آن هیچ گونه اختلافی نداریم. چطور شده است که بزرگترین عید ما عید فطر و عید اضحی است. برای اینکه کودکی که امروز پا به جهان گذارد برای مردم دنیا دینی آورد بر دو پایه؛ پایه ایمان و پایه عمل. به خلاف آن مردمی که فکر می کردند صرف ایمان به خدا و ایمان به مسیح و اظهار علاقه به مسیح و تکریم و تعظیم و تواضع و خم شدن در برابر مجسمه مسیح یا دست کشیدن و تبرک کردن به مجسمه مسیح برای نجات انسان کافی است، کودک امروز آمد اعلام کرد: نه من! نه مسیح! نه موسی! نه ابراهیم و نه نوح! هیچ یک از ما نمی توانیم ذره ای از بار گناه یک انسان گنهکار را که خدا از او ناراضی است بکاهیم و کم کنیم. بنابراین تقرب به محمد(ص) و نزدیک شدن به محمد(ص) یا نزدیک شدن به مسیح و تقرب به مسیح از نظر دین مولود امروز امری بی معناست. اگر از مولود امروز بپرسید ای محمد! ای پیشوای بزرگ ما! به ما بگو چه کسی از همه به خدا نزدیک تر است؟ می گوید آن کس که بیش از همه خدا را می شناسد و به فرمان خدا عمل می کند.

ای محمد! ای پیشوای ما! به ما بگو اگر ما در راه تو گوسفند قربانی کنیم، در راه شخص تو جانبازی کنیم، در پیشگاه شخص تو به خاک بیفتیم آیا این موجب تقرب ما به خداست و موجب سعادت معنوی ما می شود یا نه؟! پاسخ می دهد، هرگز! ابداً، نه تنها موجب سعادت شما نمی شود بلکه اگر در پیشگاه محمد(ص) به خاک بیفتید شرک است و گناه.

بنابراین در دین کودک امروز، روز تولد پیغمبر(ص)، روز تولد علی(ع)، روز میلاد ولی عصر (علیه السلام) روز میلاد همه این ها محترم است، میمون است، جشن و مبارک است اما بزرگترین عید نیست. بزرگترین عید اسلام، بزرگترین عید از نظر محمد(ص)، روزی است که یک مسلمان از انجام یک عبادت بزرگ و یک فرمانبرداری بزرگ در پیشگاه خدا فراغت پیدا کرده است. روز فطر؛ روزی که یک ماه رمضان را روزه گرفته، آن هم روزه اسلامی، نه آن روزه مصنوعی، یا روزی که از عبادت بزرگ حج، آن هم حج اسلامی نه حج باسمه ای، فراغت پیدا کرده باشد.

در آن روز، در روزی که مسلمان از عبادت بزرگ روزه یا از عبادت بزرگ حج فراغت پیدا کرده آن روز را عید می گیرد، جشن بزرگ می گیرد، جشن فراغت، جشن افتخار، جشن سرور و شادی از بندگی و اطاعت خدا. به خصوص با نکته های بسیار ارزنده ای که در مورد حج و روزه هست و عجیب این است که حج و روزه دو عبادتی هستند بسیار به هم نزدیک! و در اسلام روز فراغت از این دو عبادت بسیار به هم نزدیک جشن گرفته شده است. خوب، آیین رسمی این جشن چیست؟ آیین رسمی این دو جشن بزرگ، عبادت بزرگ دیگری به نام نماز است؛ نماز عید فطر و نماز عید اضحی، به صورتی دسته جمعی و به صورتی که برای تکامل معنوی و اجتماعی و تکامل همه جانبه مردم مسلمان سودمند و مؤثر باشد. بنابراین پاسخ سؤال این است که بزرگترین عید ما عید کار و عید عمل در راه رضای خداست. و مسلمانان حق دارند روزهای بندگی را قبل از روزهای حوادث تاریخی برای خودشان جشن بگیرند.

میلاد پیغمبر(ص) یک حادثه تاریخی است. میلاد علی(ع) یک داستان و واقعه تاریخی است. یعنی یک واقعه ای است که هر قدر هم زنده باشد بالاخره مربوط به گذشته است. اما عید فطر و عید اضحی همیشه مربوط به حال و مربوط به آینده است. یعنی مسلمانان مسائل مربوط به زمان حال و آینده را باید مقدم بر مسائل مربوط به زمان گذشته احترام بگذارند و اهمیت دهند. ولو آن حوادث گذشته حادثه بزرگی چون بعثت پیغمبر(ص)، چون میلاد پیغمبر(ص)، چون میلاد علی(ع)، چون منصوب کردن علی(ع) به مقام ولایت و خلافت یعنی روز غدیرخم باشد.

مسلمانان باید مسائل همیشه نو و ۱۰۰درصد نو و ۱۰۰ درصد مربوط به عصر و زمان خود و زمان آینده، یعنی مسائلی که در سازندگی امت اسلام مؤثر است را بیشتر اهمیت دهند. مسأله فطر و مسأله اضحی از این قبیل است. این است که بنده گمان می کنم که هم آقایان و هم خانم ها با من هم رأی و هماهنگ باشند که ما عید بزرگ فطر و عید بزرگ اضحی را دو عید بزرگ بر جامعه اسلام بدانیم و همواره در تعظیم، تجلیل و تکریم این دو عید بزرگ بیشتر بکوشیم ولی توجه کنیم که واجبات، ما را از مستحبات غافل نخواهد کرد. باز هم تکرار می کنم ما پیغمبر بزرگ خود را دوست داریم، محمد(ص) پیشوای خود را احترام می گذاریم، با صمیم قلب دوست داریم اما دوستی محمد(ص) در منطق ما پیروی از محمد است. در عین حال سرور و شادمانی امری است طبیعی، امری است قهری. قهری است که ما در روز میلاد پیغمبر اسلام(ص) مسرور و خشنود هستیم.

من این میلاد و این عید بزرگ را در خاتمه عرایضم مجدد به همه برادران و خواهران خودم تبریک می گویم، امیدوارم کوچک و بزرگ و زن و مرد ما به راستی پیرو محمد(ص) و وابسته محمد(ص) باشند و امیدوارم این مرکز اسلامی که در شهر هامبورگ به همت یکی از پیشوایان بزرگ علمی و فقهی شیعه به وجود آمده، بتواند در آینده مرکز تعلیم و آموختن صحیح اسلام واقعی به مسلمانان مقیم این دیار و به غیر مسلمانانی که خواستار شناسایی صحیح اسلام هستند، باشد.

سخنرانی,...
نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : 13 تاريخ : پنجشنبه 9 آذر 1396 ساعت: 14:20