متن نمایشنامه دهه فجر برای اجرا در مدرسه

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
متن نمایشنامه دهه فجر برای اجرا در مدرسه

متن نمایشنامه دهه فجر برای اجرا در مدرسه در ماه بهمن و دهه فجر بازار نمایش ها و تئاتر های انقلابی در مدرسه ها داغ می باشد و همواره نمایش ها و تئاترهایی در رابطه با انقلاب اجرا می شود در ادامه متن یک نماسنامه کوتاه درباره دهه فجر آمده است

((نمایشنامه دهه فجر))

راوی : می خواهیم نمایشی را اجرا کنیم که حکایت خیلی کوچکی از زمان انقلاب است. ،،،

راوی : کاخ مروارید ، بهمن ماه 1357

نوکر : اعلاء حضرت به سلامت باد ، قربان یکی از فرماندهان نظامی اجازهٔ ورود می خواهد.

شاه : بگو داخل شود.

فرمانده ی نظامی : درود بر اعلاء حضرت همایونی.

شاه : بگو ببینم مردک چه خبری داری؟

فرمانده ی نظامی: قربان شورش های مردمی روز به روز بیشتر می شود و سربازان ما هر چه بیشتر شورش ها را با آتش گلوله سرکوب می کنند، مردم شجاعانه تر از قبل قیام می کنند. قربان ظلم و ستم ، خون مردم را به جوش آورده و آن ها دیگر باکی از مرگ ندارند.

شاه : اینها را که گفتی ، همش به خاطر بی لیاغتی تو و اون سربازان پول پرست تو هست. شما باید خیلی جدّی عمل کنید، شما باید سردستهٔ شورشیان را شناسایی و دستگیر کنید و اگر جمعی از مردم باز قیام کردند آن ها را سرکوب کنید ، و نگذارید گروه های کوچک شورشیان ، به گروه های بزرگ تبدیل شوند تا شما به راحتی بتوانید با آن ها مقابله کنید. حالا برو و به کارهایی که گفتم درست عمل کن.

فرمانده ی نظامی : با اجازهٔ اعلاء حضرت. ،،،

شاه : نوکر ،،، آهای نوکر ، کدوم گوری هستی.

نوکر : اعلاء حضرت همایونی به سلامت باد، در خدمتگذاری حاضرم.

شاه : اظهاری را صدا کن، کارش دارم.

نوکر : ای بروی چشم و دماغم عالیجناب. ،،،،،

نوکر : قربان اظهاری اجازهٔ ورود می خواهد.

شاه : بگو داخل شود.

اظهاری : اعلاء حضرت همایونی به سلامت باد ، قربان با من کاری داشتید؟

شاه : دیشب که داشتم از جلسه بر می گشتم صداهایی بگوشم می رسید که بر علیه حکومت ما شعار می دادند ،، پس این نیروهای تو چه غلطی می کنند.

اظهاری : اعلاء حضرت آن صداهایی که شما می شنیدید صدای مردم نبوده ، بلکه صدای نوار بوده که در بلندگو پخش می شده ، شورش گران در شهر به وسیله ی نوار و بلندگو صدای تظاهرات را همه جا پخش می کنند و همینطور داخل جوبهای شهر رنگ قرمز می ریزند تا به مردم بگویند ، این خون انسان بی گناهی است که خواستار آزادگی هستند ، و مردم را بر علیه حکومت شما تحریک کنند. من این حرف ها را در تلویزیون هم گفته ام.

شاه : پس که اینطور. ،،،

راوی : در خیابانی نزدیک کاخ مروارید مردم تظاهرات کرده اند. ،،

مردم : اظهاری گوساله بازم می گی نواره ، نوار که پا نداره. (2)

سربازان : به خانه هایتان بر گردید ،، متفرق شوید ، وگرنه شلیک می کنیم.

مردم : ما خواستار آزادی هستیم ، بگو مرگ بر شاه (2) .

* در اینجا درگیری میان مردم و سربازان به وجود می آید.

راوی : شاه با شنیدن این شعارها خیلی عصبانی شد. ،،

شاه : این صداها دیگر چیست؟ ، اظهاری اینها چه می گویند؟

اظهاری : من جوابی ندارم اعلاء حضرت. ،،،،

شاه: تو مرخصی ،،،، مثل اینکه باید برای مدتی به سفر بروم تا این سر و صداها بخوابد و بعد از آن برگردم. ،،،

راوی : بله دوستان بعد از رفتن شاه از ایران ، طولی نکشید که انقلاب اسلامی به رهبری آن پیر مجاهد ، یعنی امام خمینی به پیروزی رسید و شاه دیگر نتوانست به کشور خود باز گردد. پس خون مردمی که بر علیه ظلم قیام کردند ، بی نتیجه نماند ، و آخرین پیروزی ، همیشه برای حق است.

نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : 2 تاريخ : يکشنبه 1 بهمن 1396 ساعت: 22:56
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها