شعر دهه فجر مخصوص دانش آموزان | سرود دهه فجر

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
شعر دهه فجر مخصوص دانش آموزان سرود دهه فجر

شعر دهه فجر مخصوص دانش آموزان در مدارس برنامه های دهه فجر شامل سرود و نمایش و شعر خواندن و , می باشد در ادامه چند قطعه شعر دهه فجر مخصوص دانش آموزان در مدارس آورده شده است که می تواند برای متن مجری گری دهه فجر نیز مورد استفاده قرار گیرد

1.فیلم های انقلاب را دیدی ؟

الله اکبرها را شنیدی ؟

پرواز کبوترها را دیدی ؟

صدای بال هایشان را شنیدی ؟

لاله های سرخ را دیدی ؟

گریه مادرها را شنیدی ؟

از این ها که دیدی و شنیدی ، چی فهمیدی ؟

2. دهه فجر اومده

شور و غوغا اومده

امام خوب ماها

به وطن باز اومده

شاه بد جنس بلا

اون که بود مثل خلا

پا گذاشت به فرار

تا بره از این دیار

آره ای شاه برو

ای امام ما بیا

بعد از این همه بلا

تا بیاد شور و صفا

3. شب بود و ز تنهایی

جان بر لب ما آمد

در آن دل تاریکی

یک باره صدا آمد

ما خسته شدیم از شب

ما منتظر ماهیم

ای روح خدا برگرد

ما شاه نمی خواهیم

پرسید چه می خواهید

شاه از سر ناکامی

مردم همگی گفتند:

«جمهوری اسلامی»

4. می خواستم شعری بگویم

شعری برای انقلابم

دیدم که او دریاست و من

یک قطره ناچیز آبم

دیدم که باید ابر باشم

از صبح تا شب هی ببارم

تا شاید اشک مادران را

در بیتی از شعرم بیارم

دیدم که باید رعد باشم

غرنده و پُر شور و غوغا

آن وقت در شعرم بگویم

تکبیرها، فریادها را

دیدم که باید دشت باشم

دشتی پُر از لاله، شقایق

تا از شهادت ها بگویم

از قلب های گرم و عاشق

5. وقتی هواپیما

از دور پیدا شد

آغوش یک ملت

بر روی او وا شد

یک پله یک پله

می آمد او پایین

با چهره ای پُر نور

با خنده ای شیرین

آرام می آمد

دل، بی قرارش بود

دریایی از مردم

در انتظارش بود...

6. آسمان آبی شد

مژده ای تازه رسید

گل من در گلدان

نفسی تازه کشید

شهر ما شد خوشبو

از گل روی امام

یاسمن ، سوسن ، یاس

ریخت از هر در و بام

باز شد گلباران

خاک ما سرتاسر

ما همه شاد شدیم

تا که آمد رهبر

مثل یک پروانه

رهبر آمد به وطن

شادی و خنده شکفت

مثل گل بر لب من

شاعر :جعفر ابراهیمی

7. چه زیبا بود فریاد من و تو

میان کوچه ها در زیر رگبار

صدای خشم بی اندازمان بود

تمام حرف های روی دیوار

چه زیبا بود بند وحدت ما

که با آن دست شب را بسته بودیم

به فکر پر زدن بودیم و رفتن

اگر چه مثل مرغی خسته بودیم

چه زیبا بود شب هایی که لب ها

پر از بوی گل ِ تکبیر می داد

شبی که مشت های بسته ی ما

به تنهایی حریف تیر بودند

چه زیبا بود شب را خواب کردن

تمام برف ها را آب کردن

چه زیبا بود در تاریکی شب

نگاهی بر گل ِ مهتاب کردن

چه زیبا بود و زیباتر از آن ها

که یک امروز زیبا را بسازیم

همه با یاد آن هایی که رفتند

بهار سبز فردا را بسازیم

نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : 3 تاريخ : جمعه 6 بهمن 1396 ساعت: 13:06
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها